كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
679
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
سورة طه مكية و هى مائة و ثلاثون آية بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ طه - در هيچ يك از حروف مقطّعه كه مبادى سورست اين مقدار اختلاف نيست كه در طه بعضى اين را حروف مقطعه دانند و گويند اسم قرآنست يا اسم سوره يا اسمى از اسماى الهى يا مفتاح اسم طاهر و هادى و جمعى برانند كه اسمى است از اسماى حضرت رسالتپناه عليه الصلاة و السلام چنانچه مزّمّل و مدّثّر پس منادى باشد حرف ندا ازو محذوف يا اشارت است به دو اسم آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم كه طالب است و هادى يعنى طالب شفاعت و هادى بشريعت يا طاهر از ذنوب و هادى به معرفت علّام الغيوب يا طهارت دل اوست از غير حق و هدايت او بقرب حق در حقائق سلمى آورده كه طا اشارتست بهآنكه طى كرده شده نقوش اكوان از صفحه سر محمدى ص و رمزيست از آنكه هدايت يافت بقرب كون سرمدى و بقول بعضى اين دو حروف مقسمبهااند و هر يك اشارتست به چيزى در تبيان گويد كه قسم به طول يعنى بخشش و هدايت الهيست يا به طينت پاك و همت عالىحضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و آله و سلم و در تيسير از امام جعفر صادق رض نقل مىكنند كه طه سوگند به طهارت اهل بيت رسول صلى اللّه عليه و سلّم قوله تعالى و يطهركم تطهيرا و بقولى به طوبى و هاويه كه اشارت است به جنت و نار و در زاد المسير آورده كه طا مدينه طيبه است و ها مكه و بدين دو حرم محترم قسم ياد مىكند يا طا طلب غازيان است و ها هرب كافران يا طا طرب اهل جنان است و ها هوان ارباب نيران قومى برانند كه اين لفظ از حروف مقطعه نيست بلكه موضوع است به ازاء يا رجل بلغت عكه يا حبشه يا نبطيه يا سريانيه كما قيل مصرع ان السفاهة طاها فى خلائقكم و ديگرى گفته مصرع هتفت لطاها فى القتال فلم يجب و بدين قول منادى حضرت رسول ص باشد و در بعضى تفاسير آمده كه طا به حساب ابجد نه است و ها پنج مجموع چهارده باشد و غالب آنست كه ماه را مرتبه بدريّت در چهاردهم حاصل است پس در ضمن اين خطاب مندرج است كه اى ماه شب چهارده و منادى حضرت رسالتپناهى است و بدريت اشارت بكمال مرتبه جامعيت آن حضرتست ص كما لا يخفى على العرفاء نظم ماه چون كامل شود انور بود * از آنكه او مرآت نور خود بود گاه ماه بدرى و كه شاه بدر * صدر تو مشروح و كارت شرح صدر در شب تاريكى كفر و ضلال * از مهت روشن شد انوار جلال و گويند طا ها بود همزه را حذف كردهاند طاء امر است از وطأ يطأ و ها كنايت است از ارض كنايت غير مذكور در بدايت حال كه حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم بتهجد برخاستى و هر يك پا بايستادى و بدين سبب پشت پاى مباركش ورم كردى اين سوره نازل شد و امر فرمود كه طاها يعنى بسپر قدمين خود زمين را يعنى هر دو پاى بر زمين نه و گويند روزى ابو جهل و احزاب او حضرت رسول عليه السلام را گفتند كه تو به ترك دين ما خود را برنج انداخته يا طعنه مىزدند كه قرآن بر محمد ص فرونيامده مگر براى آنكه او را در رنج و تعب اندازد آيت آمد كه طه اى مرد كه هيچكس چون تو قدم در ميدان مردى ننهاده ما أَنْزَلْنا نفرستاديم ما عَلَيْكَ الْقُرْآنَ بر تو قرآن را لِتَشْقى تا در رنج افتى و شب خواب نكنى بهواسطه قيام در نماز الم ورم بهپاى مباركت رسد إِلَّا تَذْكِرَةً ليكن فرستاديم او را بر تو به جهت پند دادن لِمَنْ يَخْشى مر آنكس را كه بترسد تخصيص خاشى بهآنكه تذكير عام است جهت انتفاع اوست به آن تَنْزِيلًا فروفرستادهشد فروفرستادنى مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ از آنكس كه بيافريد زمين را وَ السَّماواتِ الْعُلى و آسمانهاى بلند را الرَّحْمنُ اوست بسيار بخشايش عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى بر عرش مستولى شد امر او اضافت استيلاء بعرش با آنكه حق سبحانه بر همه موجودات مستولى است جهت آن تواند بود كه اعظم مخلوقات است در تاويلات امام ماتريدى فرموده كه عرش بمعنى ملك آيد و حق تعالى بر ملك خود مستولى و غالبست در فتوحات آورده كه شيخ ما قدس سره درين آيت بر عرش وقف مىكرد و مىگفت استوى له ما فى السموات اى ثبت له ما فى السموات شيخ الاسلام قدس سره فرمود كه استواى خداوند بر عرش در قرآنست و مراد بدين ايمان است تاويل ؟ ؟ ؟ كه تاويل درين باب طغيان است به ظاهر قبول كنم و به باطن تسليم ورزم كه اين اعتقاد در سنّيان است اما مىدانم كه نه محتاج مكانست نه عرش بردارنده اوست كه اوست بقدرت بردارنده و نگهدارنده عرش نظم نى مكان ره يافت سويش نى زمان * نى بيان دارد خبر زو نى عيان اين همه مخلوق حكم داورست * خالق عالم ز عالم برترست .